X
تبلیغات
هانیه دختر آفتاب
























هانیه دختر آفتاب

یک مورچه و یک زرافه باهم ازدواج می کنند شب عروسی مورچه گم می شه بعد از یک هفته پیداش می شه بعد زرافه بهش می گه این همه مدت کجا بودی مورچه می گه :تو راه بودم که بیام بوست کنم
کره الاغی با حسرت از باباش میپرسه:بابایی الاغا هم زن میگیرن؟باباش میگه آره پسرم اتفاقا تو دنیا فقط الاغا زن میگیرن
اگر در شبی تابستانی از آن سوی دیوار، صدای کف زدن به گوشتان رسید، خیال نکنید که صدا، صدای عروسی و بزن و بکوب و رقص و پایکوبی است! آگاه باشید که یکی از ابنای بشر از دست پشه گان به سطوح آمده و دست خالی به نبردی تن به تن با انبوه دژخیمان خونخوار رفته است!
لره ميره طوطي سخنگو بخره، فروشنده بهش يه جغد ميندازه، بعد از يه مدت دوستاي لره بهش ميگن: ياد گرفته حرف بزنه يا نه؟ لره ميگه: هنوز نه ولي خيلي توجه ميكنه
به خروسه میگن مرغ چند حرف داره؟ میگه : قربونش برم حرف نداره
يه روزغضنفرميره توجنگل مي بينه روباهه خوابه ميگه خوب شد خواب بود وگرنه گولم ميزد
دو تا دروغگو داشتن از کنار یه کوه رد می شدن یکی به اون یکی گفت: اون مورچه رو می بینی که بالای اون کوهه؟ اون یکی هم برای اینکه کم نیاره گفت: کدوم یکی رو می گی؟ اون یکی رو که چشمش بازه یا اون یکی که چشاش بسته است؟
خروسه سر كلاس به مرغه میگه یه نوك میدی ؟ مرغه میگه : اینجا ؟ آخه نمیشه !!! خروسه میگه : به جهنم با خودكار می نویسم
معلم: بگو به غير از اكسيژن چه چيزهايي در هوا وجود دارد؟
شاگرد : آقا اجازه، كلاغ ، مگس ، پشه !!!!....
رشتيه با تركه مي رن شكارشير،رشتيه مگه اگه ميشه بزار من تير اندازي كنم من نشونه گيريم حرف نداره،رشتيه شيررو نشونه مي گيره و نمي تونه شير رو بزنه و تير ميخوره بالاي سر شير،شيره عصباني دنبال رشتيه و تركه ميكنه،رشتيه فرار ميكنه بالاي درخت و به تركه ميگه بدو بيا بالا، تركه مگه به من ربطي نداره خودش هم مي دونه كه من نزدم.
به يكي عكس دايناسور نشون ميدن . ميگن شما تو ولايتتون به اين چي ميگين ...گفت ما غلط ميكنيم به اين چيزي بگيم.
روزي عقابي خسته داشت پرواز ميكرد كه ناگهان گنجشك آباداني ميره طرفش ميگه كاكا وسعت پر و حال ميكني عقابه ميگه بروحوصلت و ندارم گنجشكه بازم پيله ميكنه ميگه كاكا وسعت باله رو حال ميكني عقابه بازم ميگه بروحوصلت و ندارم وگرنه ميام يه كاري ميكنم پرات بريزه گنجشكه ميگه مردي بيا عقابه ميره طرف گنجشكه میزنه پراشو ميروزنه گنجشكه در حال افتادان ميگه ميگه كاكاهيكل و حال ميكني
یه روز مورچه ها به خونه یه اصفهانیه حمله می کنند .
بعد چند روز از گشنگی می میرن
به پشه ميگن چرا زمستونا پيداتون نيست؟!؟؟؟! ميگه:نه اينکه تابستونا خيلي برخوردتون خوبه
یکی تو استادیوم بوده داشته فوتبال نگاه می کرده هی می گفته عجیبه واقعا عجیبه.می گن چی عجیبه؟ می گه: 100 هزار تماشاچی 22 تا بازیکن 3 تا داور .می گن خوب چیش عجیبه؟ می گه گنجشکه همه رو ول کرده ریده رو سر من!!!
یه روز به یه مرد یه اسب می دن که برای اولین بار اسب سواری کنه اون هم بدون زین ، خلاصه طرف سوار اسب میشه و اسب همینطور که یورتمه می ره مرد به طرف عقب سر می خوره تا اینکه پس از مدتی به انتهای اسب (دم اسب) می رسه.ناگهان داد می زنه: این اسب تموم شد یکی دیکه بیارین!!!
یه روز از یک چوپان می پرسن:این همه چوپانی کردی رو اخلاقت تاثیر نگذاشته؟می گه:نع...نع..نع!!!
جهت جلوگیری از گرانی تخم مرغ دولت به تمام خروس ها وام ازدواج می دهد
يه مورچه عاشق دختر همسايه ميشه، بعد از يك هفته مي‌فهمه كه چايي خشك بوده
خروسه، سگه و خره تصميم ميگيرن از ايران فرار کنن. ازشون مي پرسن چرا؟ خروسه مي گه آنقدر ساعتو عقب جلو مي کنن نفهميدم کي بايد بخونم. سگه مي گه نفهميدم من بايد بگيرم، 110 بايد بگيره يا بسيجيا. خره مي گه هويتمون گم شده نمي دونم من خرم، ترکا خرن يا لرها
يك روز به يك جوجه تيغي كوچولو ميگن بزرگترين ارزويي كه داري چيه اشك تو چشماش جمع ميشه ميگه بغلم ميكني
اگه از در بندازين بيرون,از پنجره ميام.اگه پنجره رو ببندي,از راه اب ميام.اگه راه اب رو کيپ کني,از دودکش ميام.اگه بخاري رو روشن کني ,از شير اب ميام.اگه شيراب رو ببندي,زمين رو مي کنم و اززمين ميام
چاکر شما:سوسک
زاغکی روی درخت نشسته بود و چیز برگر می خورد. روبهی آمد و گفت: ایول چه بالی، چه دمی، عجب تیریپ خفن سیاهی، مشکی رنگ عشفه، یه آواز بخون حال کنیم. زاغکه ساندویچشو میزنه زیر بغلش و می گه: برو داداش، من خودم کلاس پنجمم
یه روزی تركه میاد تو آب نگاه می کنه و عکس خودشو میبینه بعد میگه: جل الخالق! اسب ابی دیده بودیم ولی خر آبی ندیده بودیم
يك تهراني داشت براي يك آباداني لاف ميزد و ميگفت : من يك سگ دارم وقتي ميخواد بياد تو خونه در ميزنه!آبادانيه گفت : ولك , مگه كليد نداره ؟
يه طوطي با يه قورباغه ازدواج ميكنن بچشون ميشه قوطي
ترکه اردکشو مياره بفروشه.... يکي مياد ميگه: آقا خرت چند؟؟ ترکه ميگه: اين که خر نيست اردکه...... طرف ميگه: با تو نبودم ، با اردکت بودم
یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم
یک روز به یک لاک پشت می گن
چرا نماز نمی خونی میگه اخه لاک دارم

گوسفنده قرص شادي آور (اكس) مي‌خوره مي‌ره سر چهار راه مي‌ايسته مي‌گه دربست كشتارگاه!

يه روز ترکه ميره سيرك. يه نفر مياد دهن تمساح را باز مي كنه، سرش را دا خل دهان تمساح مي کنه بعد از يك ربع سرشو در مياره مي پرسه: كي مي تونه اين كار را انجام بده؟ ترکه ميگه من مي تونم، ولي دهنم اينقدر باز نمي شه!
يه مار با يک زرافه اذدواج مي کنند بچشون غورباغه مي شه. مي دونيد چرا؟ چون بچه دار نمي شدن، از پرورشگاه بچه آوردند
خره وسط جنگل داد میزنه: من شیر میخورررررم.. پلنگ میخورررم..... گرگ میخورم..... شیره از پشت درخت میاد بیرون، خره میگه بعضی وقتها گه زیادی هم میخورم
آمار ازدواج در چه حیوانی بیشتر است؟ در حلزون چون هم خونه داره هم ماشین


اينو نوشتم براتون درشنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 16:21 توسط haniye|

يه لره رو مي خواستند اعدام کنند ازش مي پرسند، آخره عمرته حرفي چيزي نداري طرف ميگه نه شروع مي کنند مي بندنش به جرثقيل وقتي مي برنش بالا دست و پا مي زنه به منظور اينکه حرف دارم ميارنش پايين ازش مي پرسند چي شده بابا تو که گفتي حرف نداري برمیگرده به دوستش میگه محسن خونتون از اون بالا معلومه!!!!
يك لر بعد از ۱۰ دقيقه از باجه تلفن بيرون مياد يه نفر ازش ميپرسه سالم بود ميگه آره فقط آفتابه نداشت
مداحه میگه: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا , چند دقیقه بعد چراغ ها رو که روشن میکنن میبینن همه ساک به دست وایستادن دم در , مداحه میگه شما ها ترکین؟ میگن نه, ما لریم , ترکا تو اتوبوسن
لره و ترکه شطرنج بازی میکردن - شاه دغ مرگ میشه !!!
لره ميره طوطي سخنگو بخره، فروشنده بهش يه جغد ميندازه، بعد از يه مدت دوستاي لره بهش ميگن: ياد گرفته حرف بزنه يا نه؟ لره ميگه: هنوز نه ولي خيلي توجه ميكنه
لره میره دانشگاه به دو دلیل می فهمن لره: 1-سامسونتشو تو زنبیل میذاشته 2- وقتی استاد تخته رو پاک میکرده اونم دفترشو پاک می کرده!!
لره آشغال میره تو چشمش , سر ساعت 9 میشینه دم در
یه روز 4 تا لر سوار آسانسور میشن هر کاری میکنن آسانسور حرکت نمیکنه .... یه مرده با کت شلوار و سامسونت میاد دکمه آسانسورو میزنه .... راه میفته ... یکی از لرا میگه : به افتخار آقای راننده صلوات
لره زنشو بدجوری می زده، ازش می پرسن چی کار کرده که می زنیش؟ می گه اگه می دونستم که می کشتمش!
يه لره تو شنا رتبه مياره باهاش مصاحبه مي کنن و ازش مي پرسن شما از کجا شروع کردين لره هم ميگه ما از زميناي خاکي شروع کرديم
لره توي جبهه بيسيم چي بوده زنگ ميزنه ميگه : آقا 5 تا عراقي دستگير كردم بيايد ببريد ميگن خودت بيار .... ميگه نه شما بياين اينا نميذارن من بيام
به لره ميگن چراسي دي هات اينقدرخش داره ميگه اخه اهنگهاي خوبش و علامت زدم
لره کولرش خراب میشه، به بچه هاش می گه: مگه نگفتم 4 نفری جلو کولر نشینید.
لره ميره قهوه خونه ميگه يه فنجون قهوه چنده.طرف ميگه 500 لره ميگه شكرش چنده ، یاروميگه مجانيه - لره ميگه پس 2 كيلو شكر بده.
لره به پسرش شک می کنه، بهش می گه: ها کن ببینم. پسرش ها می کنه. لره می زنه تو گوشش می گه: کره خر! دختر بازی می کنی؟
ازلره مي‌پرسن: تولدت چه روزيه؟ جواب ميده: 5 آذر. مي‌پرسن: چه سالي؟ ميگه: هر سال!
لره دکتر می شه، به مریضش قرص می ده می گه: یکی قبل از خواب بخور، یکی قبل از بیدار شدن!
لره واسه اولين بار يه اخوند مي بينه بهش ميگه يعني اينقدر سرت درد مي کنه
سرهنگه داشته امتحان رانندگي مي‌گرفته. ازلره مي‌پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ لره ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف مي‌كنه مي‌پرسه: يعني چي؟ لره ميگه: جناب سرهنگ،‌ يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف
لره می ره نهضت سوادآموزی ازش می پرسن حالا می تونی گوسفنداتو بشماری؟ میگه ها میتونم بهش می گن چطوری؟ می گه اول پاهاشونو می شمارم بعد تقسیم بر چهار می کنم
به لره ميگن : چي شد مامانت مرد؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد ... ميگن مرد؟ ميگه: نه، افتاد رو کولر، کولر شکست ... بهش ميگن اون موقع مرد؟؟ ميگه: نه، بعد افتاد رو تراس، تراس خراب شد ... ميگن: خوب اين دفعه مرد؟ ميگه: نه بابا، بعد افتاد رو سقف گاراژ، سقف خراب شد ... ميگن: حتماً اين دفعه مرد؟ ميگه: بازم نمرد، ولي ديديم داره به خونه كلي خسارت مي زنه با تفنگ كشتيمش
يه روز يه ترکه با خانوادش ميره پارک لاله و يه گوشه حوض وسط پارک وسايلشو پهن ميکنه بعد يه دفه پسرش بهش ميگه بابا چايي برام ميريزي ؟ همون موقع يه لره با نامزدش ميان از اونجا رد ميشن ، بعد ديگه ترکه به بچش چايي ميده و همين ديگه خلاصه خيلي بهشون خوش گذشت.... شمام برين خوش ميگذره
يه روز يه لره ميره ثبت احوال مي خواد اسمشو عوض كنه مي گن اسمت چيه ميگه اكبر ان چهره ميگن حق داري چي مي خواي بزاري ميگه میزارم اصغر ان چهره
لره واسه اولين بار يه اخوند مي بينه بهش ميگه يعني اينقدر سرت درد مي کنه
 
سرهنگه داشته امتحان رانندگي مي‌گرفته. ازلره مي‌پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ لره ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف مي‌كنه مي‌پرسه: يعني چي؟ لره ميگه: جناب سرهنگ،‌ يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف
 
لره می ره نهضت سوادآموزی ازش می پرسن حالا می تونی گوسفنداتو بشماری؟ میگه ها میتونم بهش می گن چطوری؟ می گه اول پاهاشونو می شمارم بعد تقسیم بر چهار می کنم
 
به لره ميگن : چي شد مامانت مرد؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد ... ميگن مرد؟ ميگه: نه، افتاد رو کولر، کولر شکست ... بهش ميگن اون موقع مرد؟؟ ميگه: نه، بعد افتاد رو تراس، تراس خراب شد ... ميگن: خوب اين دفعه مرد؟ ميگه: نه بابا، بعد افتاد رو سقف گاراژ، سقف خراب شد ... ميگن: حتماً اين دفعه مرد؟ ميگه: بازم نمرد، ولي ديديم داره به خونه كلي خسارت مي زنه با تفنگ كشتيمش
 
يه روز يه ترکه با خانوادش ميره پارک لاله و يه گوشه حوض وسط پارک وسايلشو پهن ميکنه بعد يه دفه پسرش بهش ميگه بابا چايي برام ميريزي ؟ همون موقع يه لره با نامزدش ميان از اونجا رد ميشن ، بعد ديگه ترکه به بچش چايي ميده و همين ديگه خلاصه خيلي بهشون خوش گذشت.... شمام برين خوش ميگذره
 

يه روز يه لره ميره ثبت احوال مي خواد اسمشو عوض كنه مي گن اسمت چيه ميگه اكبر ان چهره ميگن حق داري چي مي خواي بزاري ميگه میزارم اصغر ان چهره
 
لر ميره جهنم دمپايشو پرت ميكنه توي بهشت به خدا ميگه برم دمپايمو بيارم
بخشي از يك شاهكار ادبيات لري:يكي بيد يكي نبيد سه تا درخت بيد كه دو تاش بيد بيد يكيش بيد نبيد اوني كه بيد نبيد وسطه اون دو تا كه بيد بيد بيد
لره میخواسته آتش نشان بشه توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره و اون اطراف آب نباشه چه کار میکنی؟ لره میگه: هیچی تیمّم می کنیم
به لره میگن: بیا این عرقو بخور. لره میخوره بعد 10 دقیقه میگیردش. بهش میگن: آب بود که خوردی. یارو میگه: دیگه دیر گفتید منو گرفته
لره تلویزیون میخره. فرداش میره مغازه طرف کنترلش پس میده میگه: داداش تو جعبه اش یه ماشین حساب بود گفتم بیام پس بدم ، آخه حروم خوری به ما نیومده.
لره با خودکار میره حموم ، بهش میگن: چرا با خودکار؟ لره میگه: هر جا رو که شستم علامت میزنم.
لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم، ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني آرم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتنِه باطلش كنه
تو رو خدا این بارو ببخشید یکم بی ادب شدم
اينو نوشتم براتون درجمعه بیست و پنجم شهریور 1390ساعت 15:59 توسط haniye|

در طرح اسلامی کردن نام شهر ها نام شهر سوسنگرد به فاطمه توپول تغیریافت

درپی اسلامی شدن اشعار شعر اتل متل توتوله به شرح زیر تغییر یافت:

اتل متل صلوات                 گاو حاجی زده قاط

هم دست داره هم آستین                  شیرشو بردن فلسطین

بگیر زن مسلمان                           از حزب الله لبنان

اسمشو بزا حکیمه                        چادر سرش ضخیمه

اينو نوشتم براتون درپنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 18:46 توسط haniye|

ی روز ترکه داره از قبرستون رد میشه میبینه مرده ها همه رو قبراشون نشستن

میگه چی شده چرا رو قبراتون نشستید؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میگن سولا لو رفته دارن از اول طرح میکنن

شب اول قبر از ترکا۶۲تا ملک سوال میکنن اگه گفتی چرا؟؟؟؟؟؟؟

۲تاشون میپرسن ۶۰تاشون حالیش میکنن اون دوتا چی گفتن

به لره میگن حضرت موسی کی به رسالت رسید؟؟؟؟؟؟؟میگه نمیدونم والا من سید خندان پیاده شدم

ترکه میره دم آسانسور میبینه نوشته ظرفیت۱۲نفر میگه واااااااای ۱۱نفر دیگه از کجا گیر بیارم

ترکه خواست بره تونس  نتونس

همون ترکه بود که خواست بره تونس نتونس بلاخره تونس بره تونس اما خواست برگرده نتونس

اينو نوشتم براتون درسه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 11:22 توسط haniye|

 

ترکه داره رو آسفالت ماهیگیری میکنه بهش میگن تو عجب آدم خری هستیا

کسی که رو آسفالت ماهیگیری نمیکنه

میگه من خرم یا این لره که ۱ساعت نشسته از من ماهی بخره؟؟؟؟؟؟

 

ترکه رو میخوان مسخره کنن ی چک براش میکشن روش مینویسن خداتمن

میره بانک با ی گونی بول برمیگرده اگه گفتی چراااااااا؟

چون رییس بانکه لر بوده

 

به لره میگن با خدا ارتباط داری؟ میگه نه وقتی رفت وآمد نباشه که رابطه نداریم

 

لره میره بانک وام بگیره ضامن نداشته میترکه

 

ترکه به زنش میگه بدووووووووووووو ماهواره خریدم زنه میگه بول از کجا آوردی میگه تلوزیونو فروختم

 

اگه نظر بدی بازم برات جوک میگم

اينو نوشتم براتون درشنبه پنجم شهریور 1390ساعت 15:4 توسط haniye|

سلام من هانیه هستم دختری از جنس آفتاب عاشق خندیدنم همیشه هم نیشم تا بناگوشم بازه این حرفا مال پروفایله اما من دارم تو اولین آپم مینویسم تا همه و همه بدونننننننننننننننننننننننننن من دوست دارم همتونو شماهم منو دوست داشته باشیبن من خوشگلم اما با حیا با ادب اما ی ریزه بی تربیت تا دلت بخواد شیطووووووووووووووووووووووون به همه چی علاقه دارم جز اون چیزایی که ازشون بدم میاد  باهمه دوستم و خوب اگه جوک میگم  هیچ باباکشتگی با هم وطنام ندارم  منظورم اینه که وقتی تو جوکام میگم ترکه منظور بدی ندارم تو رو جون ماماناتون ناراحت نشید

اينو نوشتم براتون درشنبه پنجم شهریور 1390ساعت 13:21 توسط haniye|


آخرين مطالب
»
»
» بدو بدو بدو بیا
» دوباره دوباره ی بار فایده نداره...
» یکم بخند......
» سلام جیگرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا